عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
220
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
577 ضمنت لهم أرماقهم أسارها * و جرومها كاهلّة المحل « 112 » شاعر قومى را وصف مىكند كه شكنبه شتر فشردند ، و آنچه در آن بود نوشيدند ، پس از آن كه رهنورديدن آنها را لاغر ساخته بوده است . و ذو الرّمّة گفته است : [ از بحر طويل ] 578 ألمّت بنا و العيس حسرى كانّها * أهلّة محل زال عنها قتامها « 113 » و نيز در تشبيه زههاى اطراف خانه به هلالها گفته است : [ از بحر طويل ] 579 فلم يدر الّا اللّه ما هيّجت لنا * أهلّة آناء الديار و شامها « 114 » و جرير در حالى كه از تازه عمر خويش كه گذشت روزگار كهنهاش ساخته ، و از آن چوب قامت وى كه مرور سالها خميدهاش كرده و مانند هلال شده ، سخن به ميان مىآورد ، سروده و نيكو گفته است : [ از بحر وافر ] 580 أرى مرّ السّنين أخذن منّى * كما أخذ السّرار من الهلال « 115 » و امّا تشبيه عرب چهرهها را به هلالها و ماه و خورشيد ، آن موضوعى بوده مشهور و در اشعارشان فراوان است ، و از آن معنى است گفتار ذو الرّمّة : [ از بحر وافر ] 581 كانّ النّاس حين تمرّ حتّى * عواتق لم تكن تدع الحجالا 582 قياما ينظرون الى بلال * رفاق الحجّ أبصرت الهلالا « 116 » و گفتار شاعر اول نيكو شمرده مىشود : [ از بحر كامل ] 583 بيضاء آنسة الحديث كانّها * قمر توسّط جنح ليل مظلم
--> ( 112 ) - أسآر جمع سؤر ، و آن باقى مانده چيزى است . لسان العرب « سأر » . ( 113 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 643 ملاحظه شود . ( 114 ) - ديوان ذى الرّمة ، ص 636 . ( 115 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 462 « رأت مرّ السنين » ضبط شده است . ( 116 ) - ديوان او ، ص 443 ملاحظه شود .